تبليغاتX
از آسمون بارون مي ياد لي ليا
كافه پيانو و احمدي نژاد

امروز در كتابفروشي ثالث از دوستي شنيدم كه نويسنده ي رمان "كافه پيانو" از احمدي نژاد دفاع كرده است. هر چند كه انتخابات تمام شده و حساسيت نسبت به دفاع افراد از كانديداها كمرنگ شده است اما هنوز برايم قابل پذيرش نبود كه فرد سكولاري (به گفته ي خود فرهاد جعفري ) بتواند از احمدي نژاد دفاع كند. براي همين به محض اينكه به خانه رسيدم سايت او را ديدم و دلايلش را به دقت مرور كردم و حيران ماندم كه چگونه شكنندگي آنها را متوجه نشده است. البته علي رغم كاركرد تبليغاتي دفاع متفاوت؛ تقبل هزينه ي احتمالي در ميان جامعه ي روشنفكري جسارتي مي طلبد كه ايشان داشته اند و براي همين پيش از ورود به اصل مطلب اين جسارت را تحسين مي كنم و به سود سرشار اين جسارت نيز كه عايد نويسنده خواهد كرد در پايان اشاره خواهم نمود.

نخست مواضع خودم را نسبت به هر انتخاباتي روشن بكنم.

1-     هر كسي حق دفاع از هر كانديداي را دارد و هيچ كس نمي تواند اين حق را سلب كند. لذا به انتخاب فرهاد جعفري احترام مي گذارم.

2-     تا دو سال پيش كه فرهاد جعفري ناشناخته بود و تنها براي خودش، خانواده و دوستانش مطرح بود، توسط آنها نقد مي شد اما به محض اينكه "كافه پيانو" را نوشت و به جامعه ي نويسندگان پيوست و خانواده خود را وسعت بخشيد حالا مي تواند توسط همه ي كساني كه كتابش را خوانده اند نقد شود.

3-     مطرح كردن موازين مورد پذيرش من تنها قرار دادن استدلالي در مقابله با استدلال ايشان است و براي اينكه ايشان را با خود همراه كنم هيچ حقي بر خود روا نمي دارم كه اين روش عين ديكتاتوريست اما اگر استدلال ايشان را بپذيرم بدون هيچ تعصبي با وي همراه خواهم شد.

كثرت مطالب فرهاد جعفري و غفلت بنده در مدتي كه ايشان درباره ي سياست مي نوشته اند موجب مي شود تنها به پاره اي از دلايل ايشان اشاره كنم و بگذرم و حضرتشان را در جايگاه مخالف تحسين كنم كه الحق انرژي بسياري صرف همسو كردن مخالفانشان كرده اند.

مطالبي كه از نوشته هاي ايشان دستگيرم شد عبارت بودند از اينكه احمدي نژاد به دلايلي كه بر نمي شمرم دشمني بسياري را متوجه خود كرده است – ايشان مورد قبول ملت هستند اما گروه هايي كه منافع خود را در خطر مي بينند سعي در فريب مردم دارند - روحانيت با ايشان مشكل دارد- دنياي غرب به دليل اينكه منافع خود را در خطر مي بينند تمايلي به رياست جمهوري ايشان نشان نمي دهند – مشكلات دولتهاي پيشين بر گرده ي احمدي نژاد است و گرفتن دختر و پسرها و معضلاتي از اين دست در دهه هاي پيش رخ مي داده است-  بدترین راست، از بهترین چپ؛ بارها بهتر است و ....

ايشان همچنان از ادب و نزاكت احمدي نژاد سخن به ميان مي آورد و تصور مي كند كه ابر و باد و مه و خورشيد و فلك دست به دست هم داده اند كه پيشاني ايشان را به زمين بزنند و احمدي نژاد به تنهايي در مقابل توطئه هاي بسيار مي ايستد.

به يقين اگر نويسنده براي گفته هاي خود دلايل محكمي مي آورد بنده نيز با وي همفكري مي كردم اما هر چه در نوشته هايش دلايل را سنجيدم كمتر يافتمشان. به فرض-  آزاد كردن ركسانا صابري هر اندازه كه از نظر جعفري دليل بر رافت و مهرباني و بزرگي احمدي نژاد است براي من دليل بر سياسي كاري ايشان و گروگان گرفتن انسان ها براي رسيدن به اهداف سياسي اشان است. مصاديقي از اين دست بسيار است كه مردم به خوبي آنها را ديده اند و نياز به توضيح ندارد و براي همين بدان ها اشاره نمي كنم.

 اما من نيز به عنوان نويسنده اي كه ده عنوان رمان و مجموعه ي داستان به كتابخانه ي دوستداران ادبيات اضافه كرده ام نگاه خودم را به احمدي نژاد مي نويسم و اميدوارم در داوري خود اشتباه كرده باشم و آنقدرها كه خيال مي كنم جامعه به طرف قهقرا پيش نرود.

نخست بايد بدين مهم بپردازم كه من و هنرمنداني بسياري كه مي شناسمشان عقد اخوتي با موسوي يا خاتمي نبسته ايم و اگر از آنها دفاع مي كنيم به دليل نگاه وسيع آن ها نسبت به حكومت است. دو سال پيش مطلبي نوشته ام تحت عنوان "تقديري مايوسانه از آقاي رئيس جمهور" كه همانجا آرزو كرده ام كه ايشان در اداره ي كشور موفق باشند تا بنده با صداي بلند به پيروزيشان اذعان كنم كه متاسفانه اين اتفاق نيفتاد. غرض اينكه نه تنها با شخص ايشان دشمني ندارم بلكه به دليل نزديكي به فرهنگ مردمانم مي توانم دوستش نيز داشته باشم و اگر دوستش نمي دارم دلايلي دارم كه بدانها اشاره مي كنم.

چرا احمدي نژاد دشمن زياد دارد؟

اگر اين سوال را به ميدان سياستمداران بكشيم به يقين طرفداران ايشان از جمله آقاي جعفري نفع فردي آنها را پيش خواهد كشيد اما من سوال را به جانب خودم و همفكرانم مي كشم. دلايل من بسيار ملموس و ساده است.

 الف: تصور مي كنم ايشان به ملت دروغ گفتند. در انتخابات دوره ي نهم رياست جمهوري با دو شعار عمده خود را به مردم معرفي كرد يك اينكه پول نفت را سر سفره ها بياورد و دو اينكه مافياي نفت را به ملت معرفي كند. در مدت چهار سال با هنگفت درآمدهاي نفتي نه تنها پول نفت سر سفره ها نيامد بلكه سفره ها كوچكتر نيز شد و دو اينكه نه تنها مافياي نفت و مفاسد اقتصادي شناسانده نشد بلكه كساني به سمت هاي مهم كشور گمارده شدند كه شبه ي آلودگيشان در افواه مردم افتاده بود.

ب : به شعور مردم توهين شد. نسبت به تخلف كساني چشم پوشي كرد و از آنها دفاع كرد كه مردم نسبت بدانها بدبين بودند. دروغ گفتن كردان به مجلس نمونه اي از آن بود و دفاع عجيب رئيس جمهور از ايشان. حتي اگر نمايندگان مردم در تشخيص خود اشتباه مي كردند بايد مورد حرمت رئيس جمهور واقع مي شدند و هزينه را آنقدر بالا نمي برند كه هم مردم و هم حكومت تاوان آن را بپردازند.

ج : دين مردم كه دورترين و دست نايافته ترين آمال آنها در آنجا طلوع مي كند به سخره گرفته شد. سخنان ايشان را با آيت الله جوادي آملي فراموش نخواهيم كرد. انسان ها آرزوهاي دست نايافته ي خود را در دور دست ترين خانه پنهان مي كنند كه اميد بدان موجب حركتشان باشد. ايشان به آساني دين مردم را به بازي گرفتند چندان كه هنوز هم در حكم رحيم مشائي ، ظهور امام عصر را مطرح مي كند تا از اين طريق خانه ي آرزوهاي دور و دراز مردم را ويران سازد.

د: هر چند شما به با ادب بودن ايشان پاي مي فشريد و مي نويسيد تا به حال نشنيده ايد در حق مردم بي ادبانه سخن گفته باشد اما من دفعات بسيار تحقير مردم را در زبان ايشان جاري ديده ام. مگر خطاب كردن بزغاله به روشنفكران تحقير اندكي است كه شما در جلسه ي مناظره سرخوشانه از آن مي گذريد و مي گويد بجز اين يك مورد ، ديگر سراغ ندارم .اما من باز هم سراغ دارم. سخنان ايشان را در ميان مردم قزوين – در ميان فرمانداران - خس و خاشاك خواندن مخالفان.... فراموش نكرده ام. ( وقتي رئيس اول كشور روشنفكران آن جامعه را بزغاله خطاب كند يعني پايه هاي فرهنگ آن جامعه را نشانه رفته است و همين حرف به تنهايي مي تواند عدم صلاحيت وي را در سمت مهم رياست جمهوري به رخ بكشد.)

ه : ايشان فاقد سعه ي صدر است. گذشته از آنكه روزنامه ي منتقدين خود را به راحتي مي بندد و امكان سخن گفتن را از آنها مي گيرد ، بعد از پيروزي اعتراضات مدني را برنتافته و با تير و چماق به استقبال معترضين مي رود. چرا فردي كه به پشتواني ميليوني خود مطمئن است امكان اعتراض را از گروهي اندك مي گيرد و جامعه را دچار بحران مي كند؟ آيا مهرورزي شعار ايشان نيست؟ 

خلاصه اينكه هنرمندان و فرهيختگان جامعه بدون دلبستگي به حزب و جناحي تصور كردند كه در مدت رياست جمهوري ايشان نه بر عزت ايرانيان افزوده شد – نه از فقر مردمان كاسته شد – نه در سازندگي كشور اتفاق مهمي افتاد و نه به گفته خودشان مخالفان و موافقان بر صدر نشستند و نه مهر بر سينه ها گل كرد و روييد.

آيا مطرح كردن مطالب فوق اشتباه است. اگر اشتباه بودن آنها را با استدلال و ادله اثبات كنيد به يقين دستتان را خواهم بوسيد.

 آقاي جعفري در بخشي از نوشته ي خود تاريخ معاصر را دو قسمت مي كند يكي پيش از فتواي حضرت امام در مورد سلمان رشدي و ديگري بعد از فتوا – كه نياز به واكاوي دارد كه در حوصله ي اين مقال نيست و بايد جداگانه در مورد آن نوشت.

با توجه به اينكه از كل نوشته هاي ايشان چنين برداشت مي كنم كه مي خواسته كار تبليغي بكند كه موفق عمل كرده است در پايان پرداختن به مواردي را لازم مي دانم. 

برادر ارجمندم آقاي جعفري چاپ كل كتابهاي نويسندگاني از جمله بنده ي كوچكترين بدون ارزشگذاري آثار به تيراژ يك كتاب شما نمي رسد و همين موضوع مي تواند موفقيت شما را در شناساندن خود و اثرتان نشان دهد. اما دست آويز قرار دادن سرنوشت يك ملت براي مطرح كردن خود كاري ناپسند است. اميدوارم كه داوري من كه برگرفته از نوشته هايتان است غلط باشد.

در پايان خدمت شريفتان عرض كنم كه شما برنده ي اين ميدان هستيد. هر چند كه در سايت خود اشاره كرده ايد كه به دليل تصميمي بدين بزرگي بايد همانند احمدي نژاد هزينه ي هنگفتي پرداخت كرد و حتي دوستان را از دست داد اما بنده پيش بيني مي كنم كه حداقل از نظر مالي وموقعيت سياسي روزهاي خوبي در پيش خواهيد داشت و كتابهايتان تيراژهاي زيادي خواهد گرفت. چون در اين مملكت مهم نيست چه كتابي نوشته مي شود مهم آن است كه چه كسي آن را بنويسد و مورد حمايت چه كساني واقع شود. حتي احتمال اينكه به زودي موقعيت كاريتان  تغيير كند زياد است و اميدوارم در هر جايگاهي كه هستيد بتوانيد انديشمندانه وضعيت را بسنجيد و براي خوانندگان خود راهكاري ارائه  دهيد كه بوي صداقت از آن به مشامشان برسند.

 

  • پرداختن به ضعف دولت هاي پيشين در اين مقال نمي گنجد و بنده نيز بدين باور هستم كه در طول سه دهه ستم هاي بسياري در حق مردم روا داشته اند اما كسي كه به اشتباه خود پي برده و جانب مردم را نگه دارد بايد پذيرفته شود و گرنه بدون پذيرش خطا و امكان تغيير جهان جاي وحشتناكي خواهد شد.
  • پيوستن افرادي چون فرهاد جعفري به بدنه ي نظام به نفع دولت و ملت است. چرا كه دولت از طرفداري افرادي متخصص بهره مي برد و ملت در سخنان آنها دنبال ادله مي گرد و هراسي از تير و چماق به دل راه نمي دهد.
  • چون بعد از انتخابات همانند بسياري عاري از نشاطم ، مطلبم را با كم حوصلگي و خستگي نوشتم، از محضر خوانندگان خوب وبلاگم پوزش مي طلبم.
  • امروزه پرداختن به بحث هايي از اين دست موجب رشد فكري مردم خواهد شد لذا فضاي مجازي بهترين امكان جهت ابراز دلايل موافقت و مخالفت با دولت است. اميدوارم همگان بتوانيم از اين فرصت بهترين بهره را ببريم.
  •  بدترين خصلت ايرانيان هراس از عقب نشيني است. اگر استدلالي را پذيرفتيم با شجاعت آن را ابراز بكنيم. بنده سالهاست بر اين مهم پاي مي فشارم. پذيرش استدلال ديگران نه تنها از ارزش ما نمي كاهد بلكه بدان مي افزايد. اميدوارم شاهد دلايلي محكم و منطقي باشم.
2 نوشته شده در  یکشنبه 28 تیر1388ساعت 17:27  توسط حسن فرهنگی  | 

تقديم به ندا آقا سلطان و ميليون ها شهيد راه آزادي

فرزاد اديبي

تولد اين شعر بغضي بود كه شكست تا روزمره گي را دوباره آغاز كنم ! و دوست نازنينم فرزاد اديبي دلتنگي اش را به پوستر منتقل كرد.براي ديدن و دريافت پوستر در اندازه ي بزرگتر اين جا را كليلك كنيد.

به مرگ تو رشك مي برم

دخترك زيباي ثانيه هاي گلوله و خشم

 

وقتي دراز به دراز

نگاه در نگاه مي دوزي و بي هيچ آهي و افسوسي

فواره اي از خون مي پراكني؛

وقتي به چشم هاي وقيح كسي زل مي زني

كه گلوله را بر گلوگاهت كاشته

 و

پلك نمي زني

تا اراده ي تغيير را

بي هيچ هراسي

و بي هيچ ندامتي

به رخ بكشي

به مرگ تو رشك مي برم.

 

هنگامي كه معصوميت آميخته به خون ِ

خواهران اندوه و حسرت و ستم را

در يك ثانيه ي درخشان

براي همگان معني مي كني

رشك مي برم به مرگ تو

وقتي با لبخندي حتي

به قاتلت مي فهماني كه دوستش داري!

 

خوشا مردني از اين دست

كه خفته گان را بيدار مي كند

و بيداران را به مرگ خودآگاهان

 

به مرگ تو رشك مي برم

دخترك ثانيه هاي عبوس

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 19:14  توسط حسن فرهنگی  |