بي آنكه مسير سنگلاخ ادبيات را با پاهاي ترد و شكننده خود طي كرده و خراشي بر آنها احساس كنيم.بي آنكه تن نازنينمان در اثر تورق آثار بزرگان به عرق بنشيند و خستگي بر آن مستولي شود بي آنكه اندكي پيش از مويز شدن نارسي غورگي را بپذيريم مي خواهيم بر همه چيز و بر همه كس تفوق داشته باشيم.حرمت بزرگانمان را مي شكنيم كه خود را مطرح كنيم دريغ از اينكه با حرمت شكني هيچ كس كس نشده است.در سايت جن و پري به مطلبي كامنت داده شده بود آن را پي گرفتم و با افرادي آْشنا شدم كه براي مطرح كردن خود تمام تلاش خود را معطوف اين كرده بودند كه به ديگران بباوراند كه شاملو شاعر نبوده ترجمه نمي دانسته و در زندگي شخصي خود آدمي كلاش و بي مسئوليت بود.افسوس خوردم كه چه مسير نامباركي را ما براي مطرح كردن خود در پيش مي گيريم. اگر شاملو زبان كوچك خود را به دليل عربيتش بر نمي تابد و بر زبان خانوادگيش به خاطر تركي بودن دشنام مي گويد هيچ از ارزش شاعرانگي وي كاسته نمي شود اگر چه عاطفه من را كه تركم خدشه دار كند و مهرم را بكاهد اما آيا سلوك فردي يك شاعر مي تواند ما را چنان گستاخ كند كه تمامي ارزشهاي وي را ناديده بگيريم.مي توانيم ترجمه ارجمند دن آرام را ناديده بينگاريم.مي توانيم بر بلنداي انساني ناسزا بگوييم و خود را مطرح كنيم.به اعتقاد من شاملو نردباني نامطمئن براي صعود ورشكستگان ادبي است و در اين مبارزه شكستي مفتضحانه انتظار آنها را مي كشد و چه بهتر كه بيش از اينكه به كارزار با وي وارد شود بنشينند و بخوانند و بخوانند تا اندكي به بزرگي و ارجمندي شاملو نزديك شوند.
مروري بر كتاب اميرزاده ي كاشي ها كه در نقد آثار شاملو توسط دكتر پروين سلاجقه نوشته شده است داشتم كه در روزنامه كارگزاران روز دوشنبه اول مرداد چاپ شد كه در اينجا مي آورم
شناخت دنياي پر ابهام شاملو
مروري بر كتاب"اميرزاده ي كاشي ها"نوشته ي دكتر پروين سلاجقه

اگر بنا به تعريف ارسطو هنر محاكات از واقعيت باشد(ميمه سيس) با رمزگشايي از نگرش هنرمند واقعيت را بازتوليد كرده و با آن، بار ديگر رودر رو مي ايستيم. در چنين وضعيتي هنر يك گام عقبتر از واقعيت مي ايستد و عاقلانه ترين مواجه با چنين هنري حذف آن است تا بي واسطه به واقعيت بنگريم.چرا كه عاقلانه ترين وضعيت براي نگريستن به هر چيزي از ميان برداشتن مستورگي آن است.چنين تعريفي از هنر در طول ساليان طولاني دستخوش تغييرات بسياري بوده و هم اينك اگر چه بتواند در پيشاني ي يك مقاله اي جاي بگيرد اما نخواهد توانست حقانيت خود را به اثبات
برساند.
از منظر منتقدان جديد هنر بيش از واقعيت سعي در رمزگشايي از حقيقت را دارد و حقيقت تنها مي تواند در زبان تجسم بيابد و در چنين وضعيتي شاعر پس از سرودن اثر از شعر عنصري قائم به ذات مي سازد كه انگاره هاي معرفتي را در خوانش به مخاطب القا مي كند.در اين زمان مخاطب به كشف و شهود مي رسد نه پرده برداري از ابهامي كه به واقعيت منجر خواهد شد.كشف و شهودي كه جهان بيني فرد را دستخوش تغيير قرار خواهد داد و از وي موجودي ديگر خلق خواهد كرد.البته اشاره فوق بدين معني نيست كه شاعر در انتزاع محض به سر مي برد و بافته هايش از جاي ديگر سرريز مي شود بلكه به گفته نورتروپ فراي هر اثري در وضعيت منسجم و نظام يافته اي خلق مي شود وبراي همين نيز با اصحاب نقد جديد كه بدون در نظر گرفتن عناصر ميان – متني سعي در خوانش بي واسطه ي اثر بر مي آيند مخالفت مي كند.البته ارسطو فن گفتار را بر "حقيقت نمايي" پايه مي گذارد و رولان بارت مي گويد حقيت نمايي نه بستگي دارد به آنچه وجود داشته (كه مربوط است به تاريخ ) و نه به آنچه كه مي بايد باشد ( كه مربوط است به علم)بلكه تنها مربوط است به آن چيزي كه افكار عمومي ممكن مي شمارد و اين چيز چه بسا به كلي متفاوت با واقعيت تاريخي يا امكان علمي باشد.ارسطو بر اساس اين استدلال گونه اي زيبايي شناسي مردم پسند را پايه ريزي مي كند.در چنين وضعيتي حوزه ي نقد محدود مي شود به افكار عمومي كه براي نمونه هاي متني ابژه هاي بيروني سراغ گرفته و سعي مي كنند هنر را با واقعيت تطبيق دهند هر چند كه هنرمند خود چنين فرضي را براي هنرش قائل نباشد اما مخاطب به دليل رويكرد سهل انگارانه ي نقد بدون وجود ابژه ي بيروني نخواهد توانست آن را بپذيرد.اين نوع خوانش هنر به خصوص هنر شاعري را تنها ابزاري هدفمند و شعاري مي بيند و اجازه ي خوانش هاي متعدد را براي افراد نمي دهد و نوعي جباريت براي منتقد تعريف مي كند كه بايد يافته او عين واقع باشد و كسي نتواند نقيض آن را ثابت كند.
دكتر پروين سلاجقه از آن دست منتقداني است كه با تكيه بر نظريه ي منتقدان و زبان شناسان بزرگ معاصر تحليل يگانه و بسنده و قطعيت را بر نتافته و براي هر متني معاني متكثر قائل است.وي در مقدمه كتاب اميرزاده كاشي ها كه به نقد و تحليل اشعار احمد شاملو مي پردازد نوشته است:"بدون ترديد يكي از مهم ترين دستاوردهاي نقد امروز،اعتباربخشي به نظريه فرضي امكانات معنايي متكثر براي متن و اعتقاد به آزادي آن در مقابل تفسيرهاي گشوده است؛ به گونه اي كه مي توان گفت، امروزه، باور به استقلال متن و رهاسازي آن از قيد زنجيرهاي قطعيت معنايي به فرايند تازه اي از خوانش واگذار شده است كه در نتيجه آن ، مخاطب، خود ، در روند زاد و ولد معنايي متن، عنصري تعيين كننده مي شود و در نتيجه ، با هر خوانشي تازه چيزي بر اندوخته هاي متن افزوده مي شود."
منتقد با چنين باوري به نقد و بررسي و تحليل اشعار احمد شاملو پرداخته و به نيكي مي داد كه اشعار با نقد وي به پايان نرسيده و براي خوانش هاي متعدد ديگر نيز آغوش باز مي كند و او تنها مي تواند با تاليف كتاب حجيم اميرزاده كاشي ها چيزي بر اندوخته هاي متن بيفزايد.چنان كه از مقدمه بر مي آيد رويكرد منتقد به نقد نسبي نگرانه در دريافت متن بوده و منتقد خود در تحليل اشعار نخست خود را در جايگاه خواننده فعال قرار داده و از خوانش متن لذت برده و بعد در صدد تكثير لذت براي مخاطبيني است كه شايد به دليل بغرنج بودن بسياري از اشعار شاملو نتوانند بدان لذت دست يابند. براي همين منتقد كليد به دست روش واكاوي و واگشودن دنياي وسيع شعر را به مخاطب نشان مي دهد تا بعد از مطالعه كتاب بتوانند با اشعار ارتباطي آگاهانه بگيرند. مواجه اميرزاده كاشي ها با اشعار شاملو كاملا درون متني است و منتقد سعي مي كند با حوزه هاي برون متني كاري نداشته باشد و نقد تماما قائم به متن است مگر جايي كه اضطرار پرداختن اندك به برون متن الزامي باشد كه در بررسي چند شعر منتقد خود را ناگزير به ارجاع به بيرون ديده است.
اميرزاده كاشي ها كتابي علمي است كه نوع ورود به شعر را براي علاقمندان نشان مي دهد كه زين پس به جاي برخورد ذوقي با شعر بتوانند عالمانه آن را دريافته و از خوانش شعر لذت ببرند.براي همين نخستين بخش كتاب به تحليل سبك شاملو در سرايش شعر مي پردازد تا به راحتي بتوانيم او را از ديگر شاعران معاصر فرق بگذاريم و در ارتباط گيري با دنياي متني شاعر ناتوان نباشيم.اشعار احمد شاملو هر چند كه در ميان اقشار مختلف مردم جايگاه يگانه اي براي خود برگزيده است اما سخت يابي معاني شعر به دليل سبك پيچيده وي مخاطب را سردرگم كرده و امكان لذت را از وي مي ستاند لذت آشنايي با زبان،تفكر، سبك و دنياي دروني شاعر او را چنان به مخاطب نزديك خواهد كرد كه بتواند به آساني وارد قصر خيالي شاعر شده و در آنجا يكه تازي كند.
"گفتاري در ويژگي ها و سبك شعر شاملو"بخش نخست كتاب اميرزاده كاشي ها را تشكيل مي دهد.در اين بخش دكتر پروين سلاجقه با اشارات مستند نشان مي دهد كه "سروده هاي آغازين شاملو ،به طور عمده، فريادهاي هيجان انگيز،شعارگونه و عصبي روشنفكري مايوس اند"و مجموعه هواي تازه است كه از تحولي كه قرار است در شعر او اتفاق بيفتد خبر مي دهد.سروده هاي نخستين شاملو با مشخصات فوق او را بيش از اينكه در جايگاه شاعري موفق قرار دهد در جايگاه روشنفكري سياسي مي نشاند كه سعي مي كند رنجها و درماندگي هاي مردم را به زباني شاعرانه بيان كند و براي همين سروده هاي فوق مملو از شعار است كه اين شعارگوني يكي از مشخصه هاي سبكي شاعر در آمده و تا پايان عمر با وي بوده و خود را به عنوان هنجارگريزي شعري شاملو جلوه مي دهد.
سلاجقه براي نشان دادن رشد و تطوّر شعري شاملو تك تك مجموعه هاي شعر او را بررسي مي كند تا خواننده در جريان رشد دنياي شاعرانه وي باشد و بتواند ارتباطي منطقي با آن داشته باشد. بعد از بررسي اجمالي مجموعه ها مشخصات سبكي وي با هنجارگريزي شروع مي شود. هر چند كه كوروش صفوي در كتاب از زبان شناسي به ادبيات به بررسي انواع هنجار در ادبيات پرداخته و علاقمندان را با آن آشنا مي كند اما تمركز در اشعار شاملو و نمونه آورده هنجارهاي مختلفي در سروده هاي وي خواننده را بيش از پيش با معني هنجارگريزي آشنا مي كند. سلاجقه در ابتداي فصل هنجارگريزي را چنين تعريف مي كند:"هنجارگريزي ،انحراف يا خروج از هنجارهاي متداول و پذيرفته شده در محور زبان است كه در صورت كاربرد مناسب و غايتمند مي تواند هنري باشد"وي به هنجارگريزي هاي شعر شاملو پرداخته و انواع آن را (هنجارگريزي زماني، هنجارگريزي سبكي ،هنجارگريزي نحوي و صرفي هنجارگريزي معنايي)تعريف كرده و جايگاهشان را در شعر شاملو نشان مي دهد.در اين بحث ضمن اينكه خواننده با هنجارگريزي هاي مختلف ادبي آشنا مي شود به دليل فاكتهاي متعددي كه داده شده است مي تواند شعر شاملو را بهتر درك كند و آن را بيش از اينكه حس كند عالمانه درك كند و لذت ببرد.تصوير سازي محبث ديگري از سبك شاملوست كه به دليل تصويرسازي هاي بديع او را از ديگر شاعران ممتاز كرده و جايگاهش را در نظر ادب شناسان برجسته مي نمايد. به زعم سلاجقه تصويرسازي در شعر شاملودر قدم اول از سه عنصور واقع گرايي ادبي و تخيل مبتي بر همانند پنداري و توصيف سرچشمه مي گيرد.و توامان عناصر فوق تصويرسازي شعر شاملو را نسبت به ديگر شاعران متفاوت كرده و او را شاعري صاحب سبك به جهان شعر معرفي مي كند.تشبيه هر چند كه همانند ديگر صنايع و آرايه هاي شعري قدمتي طولاني دارد اما به باور منتقد شاملو از آن نيز در سروده هايش آشنايي زده ايي كرده است و به يقين سلاجقه با اين كار اركان بناي تشبيه هاي تكراري در شعر كلاسيك فارسي را به لرزه افتاده است.در اشعار شاملو هيچ تشبيهي را پيدا نمي كنيم كه براي بار دوم تكرار شده باشد.هر چند كه در خوانش ابتداي شعر هيچ توجه ي به تشبهات بكر و شاعرانه نداريم اما زماني كه مي خواهيم دلايل تفوق شعر شاملو را بر ديگر شاعران بسنجيم به يقين نو پردازي در تشبيه سازي جايگاه ويژه اي به خود اختصاص مي دهد.كاربرد استعاره نيز در شعر شاملو عالمانه توسط سلاجقه بررسي مي شود. وي با استناد به انواع استعارها در شعر شاملو سعي مي كند خواننده را با تفاوت عاريت گيري اين عناصر توسط شاملو و ديگر شاعران را براي خوانندگان مطرح سازد.براي همين منظور موارد بسياري را مطرح مي كند تا از بحث تئوريك صرف پرهيز كرده و خوانندگان را با واقعيت شعر درگير سازد.مباحثي چون نماد، تمثيل،اسطوره ،تركيب سازي شكل نوشتاري واژگان و جملات، اسلوب و شيوه ي بيان اساطيري، طنز روايت، ايجاز و اطناب نيز هر كدام به نوبه ي خود در اشعار شاملو به طور مبسوط مورد بررسي و دقت منتقد قرار گرفته و براي هر كدام از حوزه هاي فوق استناداتي متعدد را در نطر گرفته و سعي مي كند با تقسيم بندي و انشقاق موارد فوق استادي و زبر دستي شاملو در استفاده از عناصر فوق را نشان دهد. همچنين در بحث آرايه هاي شعري به بجث جناس، تلميح، موسيقي در شعر شاملو و غيره پرداخته و با چنين رويكردي كتاب امير زاده ي كاشي ها در ميان دانشجويان جايگاه برجسته اي را به خود اختصاص مي دهد.هر چند كه اين دقت و توجه بيش از حد براي اثر جاودانه شاملو كافي مي نمايد اما سلاجقه موضوعات ديگر از جمله مباحث فلسفي، روانشناختي و سياستي را به حوزه ي دانايي خود وارد كرده و سعي مي كنند شاملو را ازوجوهات مختلف مورد مطالعه قرار دهد.از اين روي معاني واژگاني چون انسان در نظر شاملو واكاوي مي شود و منتقد با بررسي زندگي وي و همچنين رويكرد اومانيستي در اشعارش سعي مي كنند تحول و دگرگوني انديشه وئ را در طول عمرش به تصوير بكشد.آزادي، عشق، تنهايي و ياس فلسفي، خدا و زن در اشعار وي بسامدهاي بالايي را دارند و چنان كه سلاجقه در مقدمه اشاره كرده به طور ذوقي شعرهايي وي را به شعرهاي عاشقانه، هذيانها، شبانه ها و تقسيم بندي كرده و هر كدام را با دقت مورد مطالعه قرار مي دهد.
اما اشتياه و دلبري سروده هاي شاملو منتقد را از پرداخت به ضعفهاي شعري وي غافل نمي كند او فصلي را به آسيب شناسي شعر شاملو پرداخته و آسيبي كه بعضي از اشعارش ديده موشكافانه مورد بررسي قراد مي گيرد.
بررسي سبك شاملو در حقيقت به نظر مي رسد كه صد صفحه از كتاب را به خود اختصاص مي دهد اما روحيه آموزگاري منتقد باعث مي شود كه ما سبك شاملو را در تحليل هاي كه به دست مي دهد پي گرفته و مباحث تئوريكي كه در سبك شاملو مطرح شده در كتابهاي ديگر به صورتي كارگاهي مورد دقت قرار دهيم.آميختگي مباحث تئوريك با تمرينات كارگاهي موجب مي شود كه خواننده خود نيز به عنوان منتقد در كتاب اميرزاده ي كاشي ها حضور داشته و با تمريناتي كه انجام مي دهد به منتقدي شعرشناس بدل گردد و اين خصيصه مهم ترين قوت كتاب مي باشد.هر چند كه در باره شعرهاي شاملو كتب متعددي نوشته شده و هر كدام از زوايايي متفاوت بدان نگريسته اند اما اميرزاده ي كاشي ها به دليل پرداخت به سويه هاي متعدد شعر شاملو موفق جلوه مي كند و خواننده با مطالعه كامل كتاب به اين يقين مي رسد كه ديگر هيچ ابهامي در سروده هاي شاملو وجود ندارد و او مي تواند به آساني دنياي درون شاعر را بشناسد.